رئیس عقیدتى سیاسى گروهان ژاندارمرى زابل
وقتى از من چنین سؤالى کردند، گفتم اگر بعد از پایان دورۀ ریاست جمهورى، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتى، سیاسى گروهان ژاندارمرى زابل بشوم -حتى اگر به جاى گروهان، پاسگاه بود- من دست زن و بچهام را میگیرم و مىروم! واللَّه این را راست مىگفتم و از ته دل بیان میکردم؛ یعنى براى من زابل مرکز دنیا مىشد و من در آنجا مشغول کار عقیدتى، سیاسى مىشدم!
به نظر من، بایستى با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این صورت خداى متعال به کارمان برکت خواهد داد.
بیانات در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی در پنجم اسفند 1370
______________________________________________
در سال 88 به یاد دارم در همان گیر و دارهای اختشاشات و به گمانم حدود شهریور ماه بود که تلوزیون به مناسبت دیدار خبرگان با رهبر معظم انقلاب با آیت الله حائری شیرازی مصاحبه داشت و ایشان در آن مصاحبه به این خاطره اشاره کردند و آنجا گفتند که خودم از ایشان پرسیدم.
هرکس که ذره ای آموزش نظامی دیده باشد می داند که اولین چیزی که آموزش میدهند و به عنوان قانون می آموزند این است که تو با هر عنوانی در نظام (نیروی نظامی) مشغول به هر کاری هستید باید آن کار را مهمترین کار دنیا بدانید و به بهترین وجه در انجام آن بکوشید. باید فرض کنید که اگر شما آن را انجام ندهید همه چیز مختل می شود.
اللهم عرفنی بحجتک
به مناسبت سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم (سید مرتضی آوینی) این بلاگ را به متن زیر متبرک می کنم:
شهید سید مرتضی آوینی در سال 1371 نامه ای را خطاب به مقام معظم رهبری نامه ای را نوشته و ارسال نمودند که حاوی مطالب مهمی پیرامون برخی مشکلات فرهنگی کشور بود. متن کامل این نامه تا امروز منتشر نشده است؛ اما آن چه خواهید خواند مقدمه نامه مذکور است:
" خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر (ع) حضرت آیت الله خامنه ای ایدکم الله تعالی بتاییداته الخاصه.
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. امتثال امر فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی گذارد لذا حقیر مستقیما با استمداد از فضل بی منتهای رب العالمین وارد در اصل مطلب می شوم بعد از عرض این مختصر که:
ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم، همانگونه که پیش از این درباره امام امت(ره) بوده ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوری که پیش از این داشته اند.
خدا شاهد است که این سخن از سر کمال صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ بر شانه های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم. و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه خشک و بی روح. این سخن یک فرد نیست، دست جماعتی عظیم است که به سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند، بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(س) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
کمترین مطیع شما سید مرتضی آوینی.
کافیست در فضای مجازی جستجو کنید بیعت نامه آوینی تا ...


